انجمن علمی زبان انگلیسی مدرسه راهنمایی تیزهوشان شهید بهشتی بروجرد

 dioxin , noun ديوكسين
dispersion , noun پاشيدگى
dissolve , verb اب کردن ،گداختن
distill , verb تقطيرشدن
effervesce , verb جوشيدن ،کف کردن ،جوش زدن ، گازدار كردن‌ (مشروبات‌ وغيره‌)
effervescent , adjective گازدار
electrolysis , noun برقکافت ،‌ الکتروليز
electrolyte , noun الکتروليت
electroplate , verb گالوانيزه کردن
emulsify , verb بشکل ذرات ريز و پايدار دراوردن( جسمى در محلولى)






تاريخ : جمعه 04 اسفند 1391
ارسال توسط mahjoub

آرشیو مطالب
امکانات جانبی

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید