تفاوت های انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی
آیا انگلیسی آمریکایی (American English) و انگلیسی بریتانیایی (British English) دو زبان مجزا هستند یا دو حالت مختلف از زبان انگلیسی؟ بعضیها میگویند آن ها دو زبان مختلف هستند ولی خیلیها آن ها را تنها حالت های مختلفی از یک زبان میدانند.
البته هیچ پاسخ دقیقی برای این پرسش وجود ندارد. ما فقط میتوانیم بگوییم که تفاوت هایی میان آن ها وجود دارد. البته باید بدانید که این تفاوت ها جزئی بوده و در اثر یک پارچه شدن دنیای امروز این تفاوت ها روز به روز کمتر میشوند.
در ادامه با برخی از تفاوت های میان این دو نسخه از زبان انگلیسی آشنا میشوید.
املای کلمات
انگلیسی بریتانیایی تمایل دارد که املای بسیاری از کلماتی که ریشه فرانسوی دارد را حفظ کند، در حالی که آمریکاییها بیشتر سعی میکنند کلمات را همان طور که تلفظ میکنند بنویسند. علاوه بر این، آن ها حروفی را که مورد نیاز نیست حذف میکنند. به مثال های زیر دقت کنید:
|
British English |
American English |
|
colour |
color |
| centre | center |
| honour | honor |
| analyse | analyze |
| cheque | check |
| tyre | tire |
| favour | favor |
اگر چه هر دو نسخهی آمریکایی و بریتانیایی زبان انگلیسی صحیح هستند، اما املای آمریکایی معمولاً سادهتر است. بنابراین بهتر است بطور کلی از املای آمریکایی استفاده کنید، مگر اینکه بخواهید برای خوانندگان بریتانیایی چیزی بنویسید.
تلفظ
تلفظها و لهجههای گوناگونی در انگلیسی محاورهای وجود دارد که پرداختن به همه آن ها در یک مقاله امکان پذیر نیست. بنابراین تنها به تفاوت های اصلی بین دو نوع اصلی زبانانگلیسی، یعنی انگلیسی آمریکایی و انگلیسی بریتانیایی اشاره میکنیم:
صدای /r/ ممکن است در بعضی از کلمات انگلیسی بریتانیایی رسا نباشد؛ مثلاً کلمات car، park، star و bark را در نظر بگیرید. قاعدهی آن اینست که حرف r تنها وقتی که یک حرف صدادار بعد از آن بیاید تلفظ میشود، مانند Iran، British و bring.
آمریکایی ها تمایل دارند کلماتی که به «-duce» ختم میشوند (مانند reduce، produce، induce و seduce) را بصورت /-du:s/ تلفظ کنند. در انگلیسی بریتانیایی این اغلب کمی متفاوت است:/-dju:s/
آمریکایی ها تمایل دارند کلمات را با حذف حروف کاهش دهند. بعنوان مثال کلمه «facts» در انگلیسی آمریکایی درست مثل «fax» تلفظ میشود - حرف t تلفظ نمیشود.
گاهی حروف صدادار در انگلیسی بریتانیایی حذف میشوند. بعنوان مثال در کلمه «secretary» حرف a تلفظ نمیشود.
گاهی استرس کلمه در هر کدام از دو نسخه آمریکایی و بریتانیایی تفاوت دارد:
American English: adver'tisement
British English: ad'vertisement
لغت
در جدول زیر چند کلمه متداول بریتانیایی به همراه معادل آمریکایی آن ارائه شده است:
|
British English |
American English |
معنی فارسی |
| lift | elevator | آسانسور |
| trousers | pants | شلوار |
| lorry | truck | کامیون |
| petrol | gasoline | بنزین |
| underground | subway | مترو |
| aerial | antenna | آنتن |
| rubber | eraser | پاککن |
| flat | apartment | آپارتمان |
| wardrobe | closet | جارختی |
| queue | line | صف |
| pavement | sidewalk | پیادهرو |
ﺑﺴﻴﺎري از ﻣﺸﻜﻼﺗﻲ ﺗﻠﻔﻈﻲ ﻛﻪ زﺑﺎن آﻣﻮزان ﺑﺎ آﻧﻬﺎ ﻣﻮاﺟﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ در ﻧﺘﻴﺠﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﻏﻠﻂ از اﺻﻮاﺗﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ در زﺑـﺎن ﻣـﺎدري ﺧـﻮد ﺑـﻪ ﻛـﺎر ﻣﻲﺑﺮﻧﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﻣﺸﻜﻼت ﺗﻠﻔﻈﻲ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ از آن رﻧﺞ ﻣﻲ ﺑﺮﻳﺪ اﺣﺘﻤﺎﻻً ﻣﺸﺎﺑﻪ ﻣﺸﻜﻼﺗﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ دﻳﮕﺮ زﺑﺎن آﻣﻮزان «ﻫﻢ زﺑﺎن» ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺑـﺎ آن ﻣﻮاﺟﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ . وﻗﺘﻲ ﻳﻚ اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ زﺑﺎن ﺑﻮﻣﻲ (native) ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﻟﻬﺠﻪ روﺳﻲ ﻳﺎ ﭼﻴﻨﻲ دارﻳـﺪ، در واﻗـﻊ اﻳـﻦ ﻧﻜﺘﻪ را ﺗﺄﻳﻴﺪ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ. ﺑﺴﻴﺎري از ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎي ﻛﺎﻫﺶ ﻟﻬﺠﻪ ﺑﺮ اﺳﺎس ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺗﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ اﺻﻮات ﺧﺎﺻﻲ را ﻛﻪ ﻫﺮ ﮔﺮوه زﺑﺎﻧﻲ (ﻣﺜﻼً ﻓﺮاﻧﺴﻮي، ﭼﻴﻨﻲ، اﺳﭙﺎﻧﻴﺎﻳﻲ، ژاﭘﻨﻲ و ...) ﻣﻮﻗﻊ اداي ﻛﻠﻤﺎت اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ دارد، ﻣﺸﺨﺺ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ. ﺑﻌﻨﻮان ﻣﺜﺎل 70% اﺳﭙﺎﻧﻴﺎﻳﻲ زﺑﺎﻧﻬـﺎ در ﺗﻠﻔـﻆ ﺻـﺪاي /st/ در ﻛﻠﻤﻪ stick ﻣﺸﻜﻞ دارﻧﺪ در ﺣﺎﻟﻴﻜﻪ ﭼﻴﻨﻲ زﺑﺎﻧﻬﺎ ﻫﻴﭻ ﻣﺸﻜﻠﻲ در ﺗﻠﻔﻆ آن ﻧﺪارﻧﺪ . ﻧﻜﺘﻪ ﻫﺎي زﻳﺮ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻛﻤﻚ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺗـﺄﺛﻴﺮ زﺑـﺎن ﻣﺎدري ﺧﻮد ﺑﺮ اﻧﮕﻠﻴﺴﻲﺗﺎن را ﻛﺎﻫﺶ دﻫﻴﺪ.
ﺑﻪ ﺣﺮﻛﺎت دﻫﺎن اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ زﺑﺎﻧﺎن (native) دﻗﺖ ﻛﻨﻴﺪ .
ﻣﻮﻗﻊ ﺗﻤﺎﺷﺎي ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎي زﺑﺎن اﺻﻠﻲ ﺑﻪ ﺣﺮﻛﺎت دﻫﺎن ﮔﻮﻳﻨﺪه ﺧﻮب دﻗﺖ ﻛﻨﻴﺪ . آﻧﭽﻪ ﻛﻪ ﻣﻲﮔﻮﻳﺪ را ﺗﻜﺮار ﻛﻨﻴﺪ و ﻟﺤﻦ ﺻـﺪاي او را ﺗﻘﻠﻴـﺪ ﻛﻨﻴﺪ .
ﺷﻤﺮده ﺻﺤﺒﺖ ﻛﻨﻴﺪ.
ﺗﺎ وﻗﺘﻲ ﻛﻪ ﻟﺤﻦ و اﺻﻮات اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ را ﺑﺨﻮﺑﻲ ﻓﺮا ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ اﻳﺪ، ﺷﻤﺮده ﺻﺤﺒﺖ ﻛﻨﻴﺪ. اﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺳـﺮﻳﻊ و ﺑـﺎ ﻟﺤـﻦ و ﺗﻠﻔـﻆ ﻏﻠـﻂ ﺻـﺤﺒﺖ ﻛﻨﻴـﺪ،
اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ زﺑﺎﻧﻬﺎ در ﻓﻬﻤﻴﺪن آﻧﭽﻪ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺧﻮاﻫﻴﺪ ﺑﮕﻮﻳﻴﺪ ﻣﺸﻜﻞ ﭘﻴﺪا ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﻛﺮد . ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ اﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ «اﺷﺘﺒﺎه ﺻـﺤﺒﺖ ﻛـﺮدن » ﺧـﻮد اداﻣـﻪ دﻫﻴﺪ، اﻳﻦ اﺷﺘﺒﺎﻫﺎت در ذﻫﻦ ﺷﻤﺎ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎر ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺷﺪ .
از دﻳﻜﺸﻨﺮي اﺳﺘﻔﺎده ﻛﻨﻴﺪ.
با ﻋﻼﺋﻢ ﻓﻮﻧﺘﻴﻚ دﻳﻜﺸﻨﺮي ﺧﻮد آﺷﻨﺎ ﺑﺎﺷﻴﺪ و ﺗﻠﻔﻆ ﺻﺤﻴﺢ ﻛﻠﻤﺎﺗﻲ را ﻛﻪ اداي آﻧﻬﺎ ﺑﺮاي ﺷﻤﺎ دﺷﻮار اﺳﺖ در آن ﺟﺴﺘﺠﻮ ﻛﻨﻴﺪ .
از دﻳﮕﺮان ﻛﻤﻚ ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ.
ﻳﻚ ﻓﻬﺮﺳﺖ از ﻛﻠﻤﺎﺗﻲ ﻛﻪ ﺗﻠﻔﻆ آﻧﻬﺎ ﺑﺮاي ﺷﻤﺎ دﺷﻮار اﺳﺖ، ﺗﻬﻴﻪ ﻛﻨﻴﺪ و از ﻳﻚ دوﺳﺖ اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ زﺑﺎن (native) ﺑﺨﻮاﻫﻴـﺪ آﻧﻬـﺎ را ﺑـﺮاي ﺷﻤﺎ ﺗﻠﻔﻆ ﻛﻨﺪ . ﺧﻮب اﺳﺖ ﺻﺪاﻳﺶ را ﺿﺒﻂ ﻛﻨﻴﺪ و ﺑﻌﺪاً ﺑﻪ آن ﮔﻮش دﻫﻴﺪ و ﺧﻮدﺗﺎن ﻫﻢ آن را ﺗﻜﺮار ﻛﻨﻴـﺪ . اﮔـﺮ ﭼﻨـﻴﻦ دوﺳـﺘﻲ ﻧﺪارﻳـﺪ ﻣﻲﺗﻮاﻧﻴﺪ از ﻧﺮم اﻓﺰارﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻛﻠﻤﺎت را ﺑﺎ ﺻﺪاي ﺿﺒﻂ ﺷﺪه اﻧﺴﺎن ادا ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ اﺳﺘﻔﺎده ﻛﻨﻴـﺪ . ﺑـﺮاي اﻳـﻦ ﻣﻨﻈـﻮر ﻣـﻲ ﺗﻮاﻧﻴـﺪ از ﻧـﺮم اﻓـﺰار Power Pronunciation و ﻳﺎ نرم افزار های دﻳﻜﺸﻨﺮي ﻻﻧﮕﻤﻦ، آکسفورد و یا کمبریج و دیگر فرهنگ لغت های معتبراﺳﺘﻔﺎده ﻧﻤﺎﻳﻴﺪ .
ﺑﻪ ﻛﺘﺎﺑﻬﺎي CDدار ﮔﻮش دﻫﻴﺪ.
ﺑﺎ ﺗﻬﻴﻪ ﻛﺘﺎﺑﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ داراي ﺳﻲ دي ﺻﻮﺗﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﻴﺪ در ﻳﻚ زﻣﺎن ﻫﻢ ﺑﺨﻮاﻧﻴﺪ و ﻫﻢ ﮔﻮش ﻛﻨﻴﺪ. ﺑﺨﺸﻬﺎﻳﻲ از ﻛﺘـﺎب را ﺑـﺎ ﺻﺪاي ﺑﻠﻨﺪ ﺑﺨﻮاﻧﻴﺪ و ﺻﺪاي ﺧﻮدﺗﺎن را ﺿﺒﻂ ﻛﻨﻴﺪ . ﺻﺪاي ﺧﻮدﺗﺎن را ﺑﺎ ﮔﻮﻳﻨﺪه اﺻﻠﻲ ﻣﻘﺎﻳـﺴﻪ ﻛﻨﻴـﺪ و ﺳـﻌﻲ ﻛﻨﻴـﺪ اﺷـﺘﺒﺎﻫﺎﺗﺘﺎن را اﺻـﻼح ﻛﻨﻴﺪ.
ﺑﻪ ﭘﺴﻮﻧﺪﻫﺎي s و ed دﻗﺖ ﻛﻨﻴﺪ.
ﺗﻠﻔﻆ ﺻ ﺤﻴﺢ ﻛﻠﻤﺎﺗﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ s وed ﺧﺘﻢ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ را ﻳﺎد ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ . ﻣﺜﻼً s ﻳﺎ es را در ﻧﻈﺮ ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ . اﻳﻦ ﭘﺴﻮﻧﺪ ﮔﺎﻫﻲ ﺻﺪاي /S/ ﻣـﻲ دﻫـﺪ. ﮔﺎﻫﻲ ﺻﺪاي /Z/ ﻣﻲدﻫﺪ و ﮔﺎﻫﻲ ﻫﻢ ﺻﺪاي /IZ/ ﻣـﻲ دﻫـﺪ.
ﺑﺎ ﺻﺪاي ﺑﻠﻨﺪ اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﺑﺨﻮاﻧﻴﺪ.
ﻫﺮ روز ﺑﻪ ﻣﺪت 15 ﺗﺎ 20 دﻗﻴﻘﻪ ﻳﻚ ﻣﺘﻦ اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ (ﻣﺜﻼً ﻳﻚ ﻛﺘﺎب داﺳﺘﺎن) را ﺑﺎ ﺻﺪاي ﺑﻠﻨﺪ ﺑﺨﻮاﻧﻴﺪ. اﻳﻦ ﺑﻪ ﺷـﻤﺎ ﻛﻤـﻚ ﻣـﻲ ﻛﻨـﺪ ﻛـﻪ آن دﺳﺘﻪ از ﻋﻀﻼت دﻫﺎن را ﻛﻪ ﺑﺮاي اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﺻﺤﺒﺖ ﻛﺮدن ﺑﻪ ﻛﺎر ﻣﻲ آﻳﻨﺪ، ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻛﻨﻴﺪ . ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت ﻧﺸﺎن ﻣﻲ دﻫﺪ ﻛـﻪ ﺑـﺮاي ﺻـﺤﺒﺖ ﻛـﺮدن ﻳﻚ زﺑﺎن ﺟﺪﻳﺪ ﺣﺪود ﺳﻪ ﻣﺎه ﺗﻤﺮﻳﻦ روزاﻧﻪ ﻣﻮرد ﻧﻴﺎز اﺳﺖ ﺗﺎ ﻋﻀﻼت دﻫﺎن (ﺑﺮاي آن زﺑﺎن ﺧﺎص) ﺗﻘﻮﻳﺖ ﺷﻮﻧﺪ .
« آﻣﻮزش ﻣﻜﺎﻟﻤﻪ اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﻧﺼﺮت در 90 روز » ﺑﺎ وﻗﻔﻪ ﻛﻮﺗﺎﻫﻲ ﻛﻪ ﺑﻴﻦ ﻛﻠﻤﺎت و ﺟﻤﻼت اﻳﺠﺎد ﻣﻲ ﻛﻨـﺪ اﻳـﻦ ﻓﺮﺻـﺖ را ﺑـﺮاي ﺷـﻤﺎ ﻓـﺮاﻫﻢ ﻣـﻲﻛﻨﺪ ﻛـﻪ آﻧﻬﺎ را ﺗﻜﺮار ﻛﺮده و ﻣﻬﺎرت تلفظ ﺧﻮد را ﺗﻘﻮﻳـﺖ ﻧﻤﺎﻳﻴـــﺪ.
ﺻﺪاي ﺧﻮدﺗﺎن را ﮔﻮش ﻛﻨﻴﺪ.
ﺻﺪاي ﺧﻮدﺗﺎن را ﺿﺒﻂ ﻛﻨﻴﺪ و ﺑﺮاي ﻳﺎﻓﺘﻦ اﺷﺘﺒﺎﻫﺎت ﺗﻠﻔﻈﻲ ﺧﻮد ﺑﻪ آن ﮔﻮش دﻫﻴﺪ . اﻳﻦ ﻳﻚ ﺗﻤﺮﻳﻦ ﺑﺴﻴﺎر ﻋﺎﻟﻲ اﺳﺖ، زﻳـﺮا اﻳـﻦ ﺑـﻪ ﺷـﻤﺎ ﻛﻤـک ﻣـﻲ ﻛﻨﺪ از اﺷـﺘﺒﺎﻫﺎﺗﻲ ﻛـﻪ داﺋﻤﺎً ﻣﺮﺗﻜﺐ ﻣﻲ ﺷﻮﻳﺪ آﮔـﺎه ﺷﻮﻳﺪ .
ﺻﺒﻮر ﺑﺎﺷﻴﺪ.
ﺷﻤﺎ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﻴﺪ ﻧﺤﻮه ﺻﺤﺒﺖ ﻛﺮدن ﺧﻮد را ﺑﻬﺒﻮد ﺑﺨﺸﻴﺪ، وﻟﻲ اﻳﻦ «ﻳﻚ ﺷﺒﻪ» ﺑﺪﺳﺖ ﻧﻤﻲآﻳﺪ. ﻣـﺮدم اﻏﻠـﺐ ﺑـﻪ دﻧﺒـﺎل ﻛـﺴﺐ ﻧﺘﻴﺠـﻪ ﻓـﻮري ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ دﻟﻴﻞ ﺧﻴﻠﻲ زود دﻟﺴﺮد ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ و از ﺗﻼش دﺳﺖ ﺑﺮﻣﻲدارﻧﺪ .
The Most Frequently-used Acronyms
CALL = Computer Assisted Language Learning
EFL = English as a Foreign Language (Studying English in non-English-speaking countries)
ESL = English as a Second Language (Studying English as a non-native speaker in a country where English is spoken. Depending on where you are from,the term ESL may be more inclusive and includes EFL. For some people the reverse seems to be true.)
L1 = "Language 1" = the student's native (primary or first acquired) language.
L2 = "Language 2" = the language being learned or studied
TEFL = Teaching English as a Foreign Language
TESL = Teaching English as a Second Language
TESOL = Teaching English to Speakers of Other Languages (It is also the name of an association, Teachers of English to Speakers of Other Languages, Inc.)
TOEFL = Test of English as a Foreign Language
TOEIC = Test of English for International Communication
Commonly-used Acronyms
5W's = Who, What, Where, When and Why
CBI = Content Based Instruction
EAP = English for Academic Purposes
ELL = English Language Learner
ELT = English Language Teaching (or sometimes Training)
ESOL = English to Speakers of Other Languages (Note: ESL and EFL are often used interchangeably. This acronym is an attempt to make a generic term and then assign more limited meanings to ESL and EFL.)
ESP = English for Specific Purposes / English for Special Purposes
FLT = Foreign Language Teaching
IEP = Intensive English program
IPA = International Phonetic Alphabet (or Association)
LCD projector
LEP = Limited English Proficiency (or Proficient)
LL = Language Lab
NNS = Non-Native Speaker
NS = Native Speaker
OHP = Overhead Projector
SLA = Second Language Acquisition
TPR = Total Physical Response
Other Acronyms Related to TESL
BE = Bilingual Education
CALLA = Cognitive Academic Language Learning Approach
CALP = Cognitive Academic Language Proficiency
CELTA = Certificate in English Language Teaching to Adults
CLL = Community Language Learning
CLT = Communicative Language Teaching
CPE = Cambridge Proficiency Examination
EAP = English for Academic Purposes
ELL = English Language Learner
ESP = English for Special (Specific) Purposes
EST = English for Science and Technology
FEP = Fluent English Proficient (or Proficiency)
FES = Fluent English Speaker
GTM = Grammar Translation Method
LEP = Limited English Proficient (or Proficiency)
LES = Limited English Speaker
LMS = Language Minority Student
LSP = Languages for Special Purposes
MLAT = The Modern Language Aptitude Test
NEP = Non English Proficient (or Proficiency)
OHP = Over Head Projector
SLA = Second Language Acquisition
STT = Student Talking Time
TEP = Transitional English Proficiency
TL = Target Language
TPR = Total Physical Response
TSE = Test of Spoken English
TTT = Teacher Talking Time
TWE = Test of Written English
VESL = Vocational English as a Second Language
Associations
BC = British Council
NCTE = National Council of Teachers of English (United States of America)
IATEFL = International Association of Teachers of English as a Foreign Language (United Kingdom)
MLA = Modern Language Association
OCR = Office of Civil Rights
USIA = United States Information Agency
USIS = United States Information Service
IATEFL = International Association of Teachers of English as a Foreign Language
ACTFL = American Council on the Teaching of Foreign Languages (United States of America)
APA = American Psychological Association
● برای یادگیری زبان انگلیسی از کجا باید شروع کرد؟
نقطه آغازکجاست؟ چه مطالبی را باید خواند؟ و با چه روشی؟ اینها پرسشهایی هستند که معمولا زبان آموزان پاسخ ساده ای برای آنها پیدا نمی کنند.
به گفته بسیاری از زبان شناسان، زبان یک مهارت است که برای یادگیری آن باید تمرین زیادی کرد. از آنجا که فرایند یادگیری زبان بسیار کند است، این تمرین باید متناوب، مستمر و طولانی باشد در غیراین صورت اثر بخشی آن کم می شود. اما منظورم از متناوب، مستمر وطولانی چیست؟
تناوب یعنی مطالعه حجم محدودی از مواد درسی در فاصله های معین که در مورد زبان انگلیسی سه تا شش روز در هفته توصیه می شود. استمرار یعنی تکرار این مطالعه بدون تعطیلی. متاسفانه اغلب زبان آموزان پس از مدتی مطالعه خسته شده و به خود استراحت چند هفته ای یا چند ماهه می دهند که این امر در فرایند یادگیری تاثیر منفی می گذارد. و طولانی بودن یعنی این تناوب و استمرار باید تا مدتها ادامه پیدا کند. به عبارت دیگر، زبان آموز نباید انتظار داشته باشد که در مدت کوتاهی، مثلا چند هفته یا حتی چند ماه، همه توقعاتش برآورده شود زیرا همانطور که قبلا اشاره شد فرایند یادگیری زبان کند بوده و نیازمند مدت زمانی در حدود دوسال است. البته این زمان کاملا تقریبی است و بسته به میزان تمرین روزانه، روش مطالعه و مواد درسی تغییر می کند. به طور خلاصه باید گفت که قانون طلایی یادگیری زبان مطالعه حجم کمی از مطالب در فاصله زمانی معین اما مداوم است.
اما اینکه مواد درسی چه باشند یا روشهای مطالعه چگونه باشند احتیاج به بحثی طولانی دارد که سعی می کنم کلیات آنرا در این نوشته مطرح نمایم.
نکته ای که معمولا زبان آموزان به آن توجهی ندارند این است که زبان انگلیسی را به چه منظور فرا می گیرند؟ آیا تاکید آنها بر کسب مهارتهای گفتاری است یا مهارتهای نوشتاری یا هر دوی آنها؟ هدف آنها هرچه باشد ذکر یک نکته بسیار پر اهمیت است: تا زمانی که نمی توانید گفته های یک انگلیسی زبان را درک کرده و به او پاسخی مناسب دهید، فرایند یادگیری زبان در ذهن شما کامل نشده است. به عبارت ساده تر، زمانی زبان انگلیسی را یادگرفته اید که بتوانید ارتباط گفتاری و نوشتاری معناداری با یک انگلیسی زبان برقرار کنید. این یعنی درک کامل واژه ها، اصطلاحها و لهجه ها با همان سرعتی که معمولا انگلیسی زبانها صحبت می کنند.
پس می بینیم که یادگیری یک زبان به آن آسانی که در برخی آگهی ها ادعا می شود، نیست. به همین دلیل فراگیری زبانهای مختلف، در سنین کودکی و نوجوانی توصیه می شود تا حافظه قوی و زمان کافی برای یادگیری وجود داشته باشد. با این همه، چنانچه زبان آموز قانون طلایی را رعایت کند حتما به نتیجه ای مطلوب خواهد رسید.
▪ نکات کلی در مورد مواد درسی و روش مطالعه:
ـ مطالبی را انتخاب کنید که مناسب با سطح دانشتان باشد. یعنی نکات دستوری و تعداد واژه های متن انتخابی آنقدرساده نباشد تا انگیزه مطالعه را ازدست بدهید و یا زیاد مشکل نباشد تا از رجوع مکرر به کتابهای دستور یا فرهنگ واژه ها خسته شوید.
ـ تا آنجا که ممکن است مطالبی را بخوانید که نوارهای شنیداری آنها نیز در دسترس باشد. یعنی آنچه را می خوانید، بشنوید.
ـ هرگز واژه ها را خارج از متن حفظ نکنید. سعی کنید هر واژه یا اصطلاح را درون متن فهمیده و به خاطر بسپارید. زیرا ممکن است معنی بسیاری از واژه ها بسته به موضوع متن و نحوه قرارگرفتن آنها درجمله تغییر کند. درضمن، مطالعه واژه ها درون یک متن سبب می شود تا مغز رابطه ای منطقی و معنادار بین کلمات ایجاد کرده و آنها را بهتر به خاطر بسپارد.
ـ برای یافتن معنی واژه ها از فرهنگ های تک زبانه ای استفاده کنید که واژه را توضیح داده و مثال می آورد.
ـ از هر دو ورودی ذهنتان یعنی گوشها و چشمها به خوبی استفاده کنید. گوش کردن و خواندن هر دو به یک میزان در یادگیری تاثیر می گذارند.
ـ هر روز یک اصطلاح یا ضرب المثل را به خاطر بسپارید.
ـ به انگلیسی فکر کنید و صحبت کنید. این کار در ابتدا مشکل به نظر می رسد ولی رفته رفته با وسعت دایره واژگانی تان آسانتر می شود.
ـ هر مطلبی را با هر موضوعی با شرط اینکه متناسب با دانش شما باشد، مطالعه کنید. شاید برای شروع، مطالعه داستانهای ساده شده (simplified stories) که بر اساس آسانی و دشواری سطح بندی شده اند، مناسب باشد.
انگلیسی در سراسر دنیا تحت شرایط مختلفی تدریس می شود. بیشتر زبان آموزان زبان انگلیسی در یادگیری آن مشکلاتی دارند. اکثر مشکلاتی که زبان آموزان با آنها مواجهند ، در نتیجه میزان تفاوت زبان مادری آنها با انگلیسی است. برای مثال یک متکلم بومی چینی ممکن است با مشکلات بیشتری مواجه شود تا یک متکلم بومی آلمانی. فراگیران زبان اغلب مرتکب اشتباهات تلفظی و ترکیبی می شوند، علی رغم این که این اشتباهات ناشی از دخالت زبان اولشان (L۱) است. این مداخله بعنوان تداخل زبان اول (زبان مادری ) شناخته شده است. در حالی که زبان انگلیسی پیچیده تر از خیلی از زبان های اصلی نمی باشد اما این زبان چندین خصوصیت دارد که برای زبان آموزان ایجاد اشکال می کند.
صداهای صامت، مصوت و هجاها در تلفظ، شمار زیاد زمان ها، کاربدهای افعال کمکی، افعال معین، اصطلاحات و حروف تعریف در حیطه دستور زبان (گرامر) باعث خیلی از مشکلات برای زبان آموزان شده است.
این واقعیت که ایالات متحده و انگلستان دو موتور اصلی این زبانند و مقوله ها را با اصطلاحات متفاوتی توصیف می کنند و بیشتر اختصارهایی که در حیطه آموزش و یادگیری زبان انگلیسی استفاده می شوند ممکن است گیج کننده باشند.
اکثر کسانی که در دوران مدرسه از زبان انگلیسی استفاده ای نمیبرند به علت ناآگاهی از اهمیت آن است. همین افراد وقتی وارد دانشگاه میشوند و میبینند که زبان علم دنیا و اینترنت و رسانه ها انگلیسی است، بیشتر انگیزه برای یادگیری زبان دارند. برخی به دنبال آموختن میروند و برخی دیگر به همین شکل فارغالتحصیل میشوند. بسیاری از دانشجویان، حتی در دوره های کارشناسی ارشد و دکتری درس را تمام میکنند بدون آنکه توانایی ترجمه حتی یک متن انگلیسی ساده را داشته باشند چه برسد به متون تخصصی. و همانها میشوند استاد دانشگاه.
● یادگیری زبان انگلیسی و تاثیر آن در تحصیل
امروزه یادگیری زبان انگلیسی یک ضرورت انکار ناپذیر است چراکه زبان انگلیسی، زبان علم است و آموزش رشتههای مختلف در سطوح عالی و تولیدعلم به زبان انگلیسی صورت می گیرد.
با افزایش روند جهانی سازی ارتباطات بین المللی، برنامههای رادیوئی و تلویزیونی، تجارت جهانی و آموزش علوم جدید همگی به زبان انگلیسی صورت میگیرند و عدم آشنایی با این زبان برابر با عدم زندگی در دنیای مدرن امروزی است
زبان انگلیسی از زبانهای زنده و بین المللی دنیاست که پر طرفدار ترین زبان مکالمه ای دنیا است.
زبان بین المللی جهان هم زبان انگلیسی است به دلیل یادگیری آسان و روان و آسان بودن در به کار بردن این زبان در مکالمه که زبان انگلیسی را به زبانهای دیگر جهان متمایز تر میکند.
تذکر: قابل به ذکر است که زبان انگلیسی بسیار فرار است و اگر هر چند وقت یک بار تمرین نکنیم از یادمان میرود بخاطر همین هر هفته باید وقتی را برای تمرین کردن زبان انگلیسی در نظر بگیریم و تمریهایی را انجام بدهیم ومعلم انگلیسی ما هم میگوید: زبان انگلیسی به یک yesو no خلاصه نمیشود و باید برای فراگیری آن تلاش کرد.
چگونه بايد به مطالعه درست زبان انگليسي پرداخت كه داراي حداكثر بهرهوري باشد و از به هدر رفتن بيهوده وقت و انرژي جلوگيري كرد؟
مجتبی مهر بخش سوپر وایزر دپارتمان زبانهای خارجی جهاددانشگاهی خراسانجنوبی در گفت و گو با ایسنا گفت: چند راهكار بسيار ساده ولي با اهميّت به زبانآموزان و علاقهمندان انگليسي معرفي ميكنيم. ترديد نكنيد اگر آنها را به دقّت به كار گيريد، ميزان پيشرفت و يادگيري شما چندين برابر خواهد شد و با صرف وقت و انرژي كمتر، مطالب بيشتري را ياد خواهيد گرفت. ضمن آنكه اينبار يادگيري برايتان لذّتبخشتر خواهد شد و بدون هيجان و دلواپسي در موقعيتهاي گوناگون به خوبي از دانش زباني خود استفاده خواهيد كرد.
هدف خود را مشخص كنيد
چرا ميخواهيد زبان بياموزيد؟ چه چيزي ميخواهيد ياد بگيريد؟ مكالمههاي روزمرّه؟ تستهاي كنكور؟ كلمهها و اصطلاحاتي كه در كامپيوترو اينترنت به كار ميرود؟ فهميدن اخبار و فيلمها؟ خواندن متنهاي دركمطلب؟ در چه سطحي ميخواهيد ياد بگيريد؟ پايه، متوسط، پيشرفته، تافل و...؟
از پايه شروع كنيد؛
مهربخش گفت: اگر زبان انگليسيتان خيلي ضعيف است، از كتابهاي پايه و ساده شروع كنيد. خجالت نكشيد كه از سطح بسيار پايين شروع ميكنيد. مهم اين است كه درست و اصولي شروع كنيد ولي تا سطوح بالا و عالي ادامه دهيد.
همراه پيدا كنيد؛
وی افزود: انتخاب يك دوستِ علاقهمند به زبان انگليسي، يادگيري را براي شما آسانتر و جالبتر ميكند و ميتوانيد آموختههاي خود را با يكديگر در ميان بگذاريد و با هم تبادلنظر كنيد.
از اين شاخه به آن شاخه نپريد؛
سوپر وایزر دپارتمان زبانهای خارجی جهاددانشگاهی خراسانجنوبی گفت: كتابها، مطالب، نوارها و سيديهاي مورد علاقه خود را به دقت انتخاب كنيد. هرچه بيشتر به موضوعاتي كه مطالعه ميكنيد علاقهمند باشيد، يادگيري برايتان جذابتر ميشود. سعي كنيد كتابها و متنهايي كه براي مطالعه انتخاب ميكنيد ارتباط زيادي با انگليسي واقعي (real English) داشته باشد. دائماً كتابها و كلاسهاي خود را عوض نكنيد.
انگليسي را از طريق گوش بياموزيد؛
اولين مرحله يادگيري زبان گوشدادن (Listening) است. تا ميتوانيد به نوارها و سيديهاي صوتي و تصويري گوش كنيد. گوش دادن به راديو، تلويزيون و نيز تماشاي فيلم و كارتونهاي انگليسي بسيار مهم است.
هرگز يادگيري انگليسي را با كتابهايي كه بدون نوار كاست و يا سيدي است شروع نكنيد. اینگونه كتابها ارزش يادگيري ندارند. زبان انگليسي داراي لهجههاي گوناگون است كه فقط از طريق گوشدادن زياد پي به آنها خواهيد برد.
حفظ كردن واژگان را متوقف كنيد؛
وی تصریح کرد: خواندن و حفظ كردن واژگان و كلمههاي يك زبان به تنهايي ارزش ندارد. واژگان زماني ارزش و معني پيدا ميكنند كه در قالب عبارت و جمله باشند. هميشه سعي كنيد يك كلمه و اصطلاح جديد را در قالب عبارت و يا جملهاي آسان ياد بگيريد.
پرسيدن عيب نيست؛
سوپر وایزر دپارتمان زبانهای خارجی جهاددانشگاهی خراسانجنوبی گفت: هرجا به مطلبي برخورد كرديد كه آن را نميدانيد از معلم خود يا ديگران بپرسيد. نگذاريد سؤالات بيجواب شما روز به روز بيشتر و بيشتر شوند و به انبوهي از مجهولات تبديل شوند. هميشه گفتهاند سؤال كردن عيب نيست، ندانستن عيب است.
يادداشتبرداري كنيد؛
از سخنان مهم و نيز نوشتههاي تخته كلاس و يا متون درسيتان يادداشتبرداري كنيد. يادداشتهاي منظم و مرتب شده براي مرورهاي بعدي به كارتان ميآيد.
هر روز ياد بگيريد؛
مهر بخش افزود: حتماً شنيدهايد كه ميگويند انگليسي فرّار است. يعني از مغز فرار ميكند. اين به آن دليل است كه ما از انگليسي فرار ميكنيم. اگر يادگيري و مطالعه براي ما يك عادت شود از آن لذت ميبريم. مطالعه روزانه حدود 15 الي 20 دقيقه به مراتب بهتر از هفتهاي يك روز و آن هم 2 تا 3 ساعت است. از يادگيري به صورت منظم و پيوسته ماندگارتر است.
دهانتان را باز كنيد؛
وی ادامه داد: به خود جرأت صحبت كردن بدهيد. با ديگران ارتباط برقرار كنيد. هر آنچه را ياد ميگيريد، صحبت كنيد. از اشتباه كردن نترسيد. خود انگليسي زبانها نيز اشتباه ميكنند.
از اينترنت استفاده كنيد؛
سوپر وایزر دپارتمان زبانهای خارجی جهاددانشگاهی خراسانجنوبی گفت: بعضي از شبكهها و پايگاههاي اينترنتي حاوي مطالب سودمندي براي زبانآموزان هستند.
صبور باشيد؛
وی اظهار کرد: يادگيري زبان فرايندي تدريجي است. تصور نكنيد كه ياد گرفتن زبان با يك يا دو ماه كلاس رفتن حاصل ميشود. زود مأيوس نشويد. به قول ضربالمثل معروف: "كارها نيكو شود اما به صبر". ضمناً فريب بعضي از آگهيهاي تجاري را كه مدعي آموزش مكالمه زبان در 10 يا 15 جلسه و يا در خواب هستند را نخوريد.
آموختههايتان را مرور كنيد؛
وی اذعان کرد: هر از چند گاهي مطالب گذشته را مرور كنيد و آموختههاي خود را با دانستههاي قبلي پيوند بزنيد.
سوپر وایزر دپارتمان زبانهای خارجی جهاددانشگاهی خراسانجنوبی یادآور شد: در پايان ذكر اين نكته ضروري است كه مراحل درست يادگرفتن زبان انگليسي به ترتيب شامل؛ گوش دادن(Listening) ، صحبت كردن (Speaking) ، خواندن (Reading) و نوشتن (Writing)است.
Snow-flakes
Descends the snow.

I dreamed I had an interview with God.
در رويا ديدم که با خدا حرف ميزنم
So you would like to interview me? God asked.
او از من پرسيد :آيا مايلي از من چيزي بپرسي؟
If you have the time? I said.
گفتم ....اگر وقت داشته باشيد...
God smiled. ?My time is eternity.
لبخندي زد و گفت: زمان براي من تا بي نهايت ادامه دارد
What questions do you have in mind for me?
چه پرسشي در ذهن تو براي من هست؟
What surprises you most about humankind?
پرسيدم: چه چيزي در رفتار انسان ها هست که شما را شگفت زده مي کند؟
God answered...
پاسخ داد:
That they get bored with childhood,
آدم ها از بچه بودن خسته مي شوند ...
they rush to grow up, and then
عجله دارند بزرگ شوند و سپس.....
long to be children again.
آرزو دارند دوباره به دوران کودکي باز گردند
That they lose their health to make money...
سلامتي خود را در راه کسب ثروت از دست مي دهند
and then lose their money to restore their health.
می کنند. و سپس ثروت خود را در راه کسب سلامتي دوباره صرف
That by thinking anxiously about the future,
چنان با هيجان به آينده فکر مي کنند.
they forget the present,
که از حال غافل مي شوند
such that they live in neither the present nor the future.
به طوري که نه در حال زندگي مي کنند نه در آينده
"That they live as if they will never die,
آن ها طوري زندگي مي کنند.،انگار هيچ وقت نمي میرند.
and die as though they had never lived.
و جوري مي ميرند ....انگار هيچ وقت زنده نبودند.
we were silent for a while.
ما براي لحظاتي سکوت کرديم
And then I asked.
سپس من پرسيدم..
As a parent, what are some of life's lessons you want your children to learn
مانند يک پدر کدام درس زندگي را مايل هستي که فرزندانت بدانند؟
To learn they cannot make anyone love them.
پاسخ داد:ياد بگيرند که نميتوانند ديگران را مجبورکنند که دوستشان بدارند.
All they can do
ولي مي توانند
is let themselves be loved.
طوري رفتار کنند که مورد عشق و علاقه ديگران باشند.
To learn that it is not good to compare themselves to others.
ياد بگيرند که خود را با ديگران مقايسه نکنند.
To learn to forgive by practicing forgiveness.
ياد بگيرند ...ديگران را ببخشند با عادت کردن به بخشندگي
To learn that it only takes a few seconds to open profound wounds in those they love,
ياد بگيرند تنها چند ثانيه طول مي کشد تا زخمي در قلب کسي که دوستش دارید ایجاد کنید
and it can take many years to heal them.
ولي سال ها طول مي کشد تا آن جراحت را التيام بخشيد
To learn that a rich person
ياد بگيرند يک انسان ثروتمند کسي نيست که دارايي زيادي دارد
is not one who has the most,but is one who needs the least
بلکه کسي هست که کمترين نيازوخواسته را دارد
To learn that there are people who love them dearly,
ياد بگيرند کساني هستند که آن ها را از صميم قلب دوست دارند
but simply have not yet learned how to express or show their feelings.
ولي نميدانند چگونه احساس خود را بروز دهند
To learn that two people can
ياد بگيرند وبدانند ..دونفر مي توانند به يک چيز نگاه کنند
look at the same thing and see it differently?
ولي برداشت آن ها متفاوت باشد
To learn that it is not enough that they
ياد بگيرند کافي نيست که تنها ديگران را ببخشند
forgive one another, but they must also forgive themselves.
بلکه انسان ها بايد قادر به بخشش و عفو خود نيز باشند
"Thank you for your time," I said
سپس من از خدا تشکر کردم و گفتم
"Is there anything else you would like your children to know"
آيا چيز ديگري هم وجود دارد که مايل باشي فرزندانت بدانند؟
God smiled and said,Just know that I am here... always.
فقط اين که بدانند من اين جا و: خداوند لبخندي زد و پاسخ داد
با آن ها هستم..........براي هميشه

