انجمن علمی زبان انگلیسی مدرسه راهنمایی تیزهوشان شهید بهشتی بروجرد

 در ادامه مطلب.


 اصطلاح شماره 21

Once in a blue moon

معني: گهگاه، هر از گاهی، به ندرت
 


 

Once in a blue moon my wife and I eat at a very expensive restaurant.

هر از گاهی من و همسرم در یک رستوران بسیار گرانقیمت غذا می‌خوریم.

- Snow falls on the city of San Diego once in a blue moon.

به ندرت در شهر سان دیگو برف می‌بارد.





تاريخ : چهارشنبه 06 دی 1391
ارسال توسط

آرشیو مطالب
امکانات جانبی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران