انجمن علمی زبان انگلیسی مدرسه راهنمایی تیزهوشان شهید بهشتی بروجرد

 concentration , noun غلظت
condense , verb منقبض کردن يا شدن غليظ کردن ،هم چگال کردن
contaminant , noun الاينده
contaminate , verb الوده کردن ،الودن ،ملوث کردن ،سرايت دادن
contaminated , adjective الودن‌، ملوث‌ كردن‌، سرايت‌ دادن‌
corrode , verb خوردن‌ (اسيدوفلزات‌)، پوسيدن‌، زنگ‌ زدن‌ (فلزات‌)
corrosion , noun خوردگي‌ (عمل‌ شيميايي‌)، تحليل‌، فساد تدريجي‌، زنگ‌ زدن
corrosive , adjective خورنده ،موجد زنگ( در فلز وگياه)
crucible , noun بوته ،ظرف مخصوص ذوب فلز
crystal , noun






تاريخ : جمعه 04 اسفند 1391
ارسال توسط mahjoub

آرشیو مطالب
امکانات جانبی

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید